يورد
صفحه اصلي  |  آرشيو مطالب  | تماس با ما



ائل شاهسون بغدادي


صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
 



تاريخچه ائل شاهسون بغدادي
جغرافيا يازادبوم ائل شاهسون بغدادي
فرهنگ وآداب ورسوم ائل شاهسون بغدادي
سازمان وتشكيلات ائل شاهسون بغدادي
مسايل اجتماعي ائل شاهسون بغدادي
ادبيات وموسيقي وهنر دربين شاهسون بغدادي



شهريور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹



لينكي ثبت نشده است


 

 


 

الف - بخش لك:

 

1.كوسه‌لر2. ياري‌جانلو3. ميختوندلو4. دللر5. قاراقويونلو6. حاقي‌جانلو7. احمدلو8 . الي‌قوردلو9. ساتولو

10. قوتولو11. دولت‌وند     12. چلب‌لو13. شرف‌لو14. كُرد

ب - بخش آروخلو:

 

1. قاسم‌لو2. كلوند3. موصولو (موسولو)4. سولدوز5. حسين‌خانلو6. دوگر7. كرم‌لو8 . قرنلو9. خدرلو

10. غريب‌لك‌لو11. نقدورلو12. اتك‌باسانلو13.  نلقاز (نيك‌كز) 14. خمسه‌لو15. زيليف‌لو16. ذولفقارلو

17. آلوار يا كارون‌لو

 

نام تيره‌هاي طايفه ي كوسه لر :

طايفه ي كوسه لر (شامل دو تيره‌ي اصلي):

1 - تيره‌ هاي خاصا

 شامل پنج تيره‌:

1- جاني‌لو (بزرگ) 2- قرابكلو3- سرخابلو4- يوسف‌لو5- مدرم خانلو ‌(محمد رحيم)

 2 - تيره‌ هاي آلوار (لرها)

شامل چهارده تيره‌:

1- خداويرنلو2- تميرلو 3- علي‌بگلو 4- كرلو 5- كيچكين‌علي6- كيتين‌علي 7- شنبه‌لو 8- جمعه‌لو 9- يساول‌لو

10- رمضان‌لو 11- چاي‌چامورلو12- كرداسدخان (قنبرلو)13- تركمن14- سلمان‌لو

 

سلسله مراتب تيره ي علي كُرلواز تيره جاني لوي بزرگ:

تيره هاي علي كُرلو منشعب از تيره ي جاني‌لوي بزرگ از تيره ي اصلي خاصا

– طايفه ي كوسه لر - بخش لك - ايل شاهسون بغدادي:

نسل اول: حاجي بك لك، رئيس ايل شاهسون بغدادي 

نسل دوم:  سليم بك  (بنا به روايتي)

نسل سوم: جاني بك بزرگ، رئيس ايل شاهسون بغدادي فرزند ارشد + (سرخاب + يوسف + قاسم‌علي خان)

نسل چهارم: علي فرزند دوم (جد بزرگ علي كُرلوها) + (اسماعيل + جاني بك كوچك)

نسل پنجم: قاسم + قاسم‌علي + حسين + حسن (تيره هاي نو پاي در حال تشكيل يا شروع گوبك ها)

نسل پنجم: محمدعلي + صفر + شكراله + حيدر + جوزعلي + امام قلي + علي قلي + نوروزعلي + كارسازرضا + محمدقلي + الله قلي + جعفر + مهدي + . . .

نسل هاي بعدي

...

...

...

...

برداشت از: كتاب تاريخ شفاهي ايل شاهسون بغدادي به روايت فتح السلطان

http://shasavan.blogfa.com/post-16.aspx

 

 

نوشته شده توسط اصغرحسني | ۱۰ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۳۳:۰۴ | آرشيو نظرات (0)

شاهسَوَن، يا دوستدارشاه، نامي است كه دراوايل دوره صَفِويه به سپاهيان قِزِلباش اتلاق مي شده است. درزمان شاه اسماعيل قِزِلباش به معني "سُرخ سر" نام گروهي از مريدان شيخ جُنَيد بود كه با تعليمات مذهبي شيخ براي جنگ و محاربه با دشمنان شيعيان و كُفّار آماده شده بودند. اينان همگي از طوايف مختلف تركمن برگزيده شده و به چالاكي و خشونت بسيار در نبرد شهرت داشتند.درابتدا وظيفه طوايف مختلف كه در سپاهيان قزلباش گرد آمده بودند جهاد با كُفّار، ترويج مذهب شيعه دوازده امامي و پاسداري از سلطنت صَفَوي بود. آنان در راه مقاصد شاه كه اورا مرشد كامل مي دانستند فداكاري مي كردند و در مقابله با دشمنان صَفَويان و مذهب تشيّع از هيچ خشونتي اِبا نداشتند.نه طايفه: روملو، شاملو، اُستاجلو، تِكِّلو، ذوالقدر، قاجار، افشار، ورساق و صوفيان قراباغ درسپاهيان قزلباش وارد شده بودند. شاه اسماعيل صَفَوي پس از فتح هر ولايت غنائم و زمين ها را بين سران اين طوايف كه سرداران سپاه او بودند تقسيم مي كرد و آنان را درهر ولايت باالقاب وعناويني چون اميرالاُمرا، بيگ، بيگلربيگ، خان و سلطان به حكومت مي گماشت. سپاهيان قِزِلباش نخستين بار در قرن نهم هجري/پانزدهم ميلادي سلطان حيدر و پسر او شاه اسماعيل را در رسيدن به سلطنت ياري كردند. نخستين بار به دستور سلطان حيدر اينان تاج قِزِلباش بر سر گذاشتند تا از ديگر صوفيان ممتاز باشند. تاج قِزِلباش كلاه نمدين سرخ رنگي بود كه نوكي بلند و ضخيم داشت. قسمت بالاي كلاه به عدد دوازده امام، دوازده چين كوچك يا تَرَك مي خورد. دورا دور كلاه سرخ دستاري سپيد يا سبز از پشم يا ابريشم مي پيچيدند كه آن را به صورت عمامه بزرگي جلوه مي داد و نوك سرخ بلند و دوازده تَرَك كلاه از ميان عمامه بيرون مي ماند.فتوحات شاه اسماعيل و گماشتن سران قِزِلباش به حكومت هاي محلّي به زودي سراسر ايران را در اختيار آنان قرار داد. نفوذ فوق العاده سران قِزِلباش كه با حرص و آز درجمع مال و كسب قدرت همراه شده بود، عاقبت اوضاع را در هم ريخت. آنان وليعهدِ شاه طهماسب را كُشتند و به ميل خود ديگران را به قدرت رساندند و فراتر از اين با دشمنان ايران براي حمله و تجاوز بر ولايات سرحدي هم داستان شدند.هنگامي كه شاه عبّاس بزرگ به سلطنت رسيد به محدود كردن قدرت و اختيار سران قِزِلباش همّت   گماشت. شاه عباس اتحاديه ايلي شاهسونها را براي كاستن قدرت بيش از حد قبايل قزلباش ساماندهي كرد«جمعي از نمك بحرامان قزلباشيه بر شاه عباس خروج كرده پاي جرأت و جسارت پيش نهادند شاه فرمود شاهسون گلسون يعني هركه شاه را دوست دارد بيايد (!) لذا از هر فرقه آمده طاغيان شاه را شكست دادند پادشاه آن جماعت را شاهسون نام نهادند در ميان آن طايفه طوايف مختلفه است مسكن ايشان در ملك منان و آذربايجان و عراق و فارس و قليلي در خراسان و كابل و كشمير سكونت دارند»..اين قواي رزمنده اصولاًبعنوان يك نيروي جديد وابتدا بطور موازي وبا ويژگي داوطلبي(شاهسيوني=سومك رعيتي) نقشي تعيين كننده در شكل گيري ارتش جديد ونوين شاه عباس بعهده گرفتندوخصيصه دوم آنها دستورگيري مستقيم از شاه بود .اين سپاه يااتحاديه نوين گروههاي متفاوتي از مردم وطوايف رابشرح زير دربر مي گرفت:

1-افراد وطوايف داخل قزلباش كه  وفادار به شاه عباس باقي مانده وداوطلب پيوستن به گروه هاي شاهسون بودند.

2-افراد يا اقوامي كه  از سرزمين هاي بالكان به ديار بكر و سپس به ايران آمده و در خدمت شاهان صفوي قرار گرفتند.

3-گروه مغلوبين برخي جنگها كه موردعفو وبخشش شاه قرار گرفته وداوطلبانه شاهسيوني اعلام ميكردند.

4-ايلات وطوايفي كه در ذاخل خاك عثماني باپاشاهاي ترك درگير بودند واز مرز عثماني عبور وبعد از پناهندگي به شاه ايران اعلام شاهسيوني مينمودند.

5-برخي از طوايف سومگ رعيتي وخراج پرداز بوده وبراي چرانيدن گوسفندانشان در مراتع سرسبز مغان از عراق به داخل ايران آمده يا آورده شده بودند.

ايل شاهسون بغدادي نيزكه ازعهد صفوي اعلام شاهسيوني كرده بودند از زماني شاهسون بغدادي ناميده شدند كه در حدود 12000 خانوار آن ها در زمان نادر شاه افشار، از دشت مغان براي حفاظت از مرزهاي غربي ايران به اين ناحيه عزيمت كردند و در زمان نزديك به دستور كريم خان زند به شيراز كوچانده شدند. پس از مرگ كريم خان، آقا محمد خان قاجار آن ها را در حوالي قزوين، همدان و ساوه تا نزديكي درياچه حوض سلطان اسكان داده است. ايلات شاهسون بغدادي از نظر سازمان اجتماعي به ايل، طايفه،  تيره، اوبه و خانوار تقسيم مي شوند. ايل شاهسون بغدادي شامل: لك، آروخلو و اينانلو هستند كه اينانلوها در زمان شاه عباس عمده ترين شعبه آن ها بودند. اينانلوها به دو شعبه بزرگ ينگي جك و گوك لر تقسيم مي شوند. اينانلوها 7 تيره دارند. آروخلوها 4 تيره و لك ها 10 تيره مي باشند. خانم مادام ليدي شل مي نويسد: در نيمه هاي قرن نوزدهم در منطقه تهران مجموعه اي از ايلات گوناگون به چشم ميخورد كه از اين ميان ايل شاهسون با 9 هزار چادر از همه بزرگتر مي باشد. افراد اين ايل بر حسب فصل ميان قم، تهران، قزوين و زنجان پراكنده بودند. بعد از انقلاب عشاير اطراف ساوه تا درياچه حوض سلطان، يكجانشين شده اند و جوانان آن ها به شهر قم مهاجرت نمودند. علي رغم اين تغيير و تحول هنوز هم در مناطق روستايي مي توان شاهد لباس بومي عشاير و عمدتا در ميان افراد ايل شاهسون بود. قشلاق ايل اينانلو در اطراف گوي داغ و قلعه محمد علي خان نزديك جاده قديم تهران و قم و نواحي مجاور ساوجبلاغ و بوئين زهراست و ييلاق آن ها در خرقان نزديك گميش لو مي باشد. ييلاق و قشلاق تيره كوسه لر نواحي غربي و جنوبي ساوه است و قشلاق تيره سولدوز پيرامون ورابولاخ در شرق ساوه و قشلاق تيره حسين خان لو در كنار درياچه قم و رودخانه قره چاي در جنوب شرقي ساوه است.شاهسون هاي بغدادي بقول دكتر عطاالله حسني محقق تاريخ واستاد دانشگاه شهيد بهشتي از 29 طايفه، 220تيره، و صدها گوبك تشكيل مي شوند. هسته اوليه ايشان در حمله نخست نادر به بغداد در سال 1145 ه. ق. از نواحي مجاور كركوك به خراسان كوچانيده شد، كه پس از مرگ نادر به شيراز رفت، و بعد از مرگ كريم خان زند به وسيله آقا محمد خان قاجار در حوزه ساوه و كوههاي خرقان استقرار پيدا كرد. ... در زمان قاجاريه ايل شاهسون بغدادي داراي سه ايل بيگي (لك-آرخلو-كلوند) بوده است. ..درباره شاهسونهاي بغدادي و پيشينه تاريخي آنها مينورسكي و هنري فيلد مطالبي نوشته اند. مينورسكي معتقد است كه اينها در زمان شاه عباس اول از شيراز به ناحيه ساوه آمده اند.  هنري فيلد مي نويسد: "...اعتقاد بر اين است كه شاهسونهاي بغدادي در خلال عصر صفوي مهاجرت كرده و در نزديكي بغداد مسكن گرفته اند و در زمان نادرشاه از آنجا به شيراز برگشته اند. در زمان كريم خان زند جاي ثابت و مشخص نداشته اند، تا اينكه به آقا محمد خان قاجار پيوسته اند و او ايشان را در زيستگاه كنوني شان مستقر ساخته است .اينكه هنري فيلد از مهاجرت شاهسونهاي بغدادي در دوران صفوي به نزديكي بغداد سخن مي گويد، با توجه به سياست جابجايي ايلات و عشاير آن زمان ممكن است صحيح باشد. اما رديابي اين امر در منابع آن دوران براي نويسنده اين مقاله(عطاالله حسني) ميسر نگرديده است. متاسفانه هيچكدام از محققين دانشمند قول خود را مستند به مرجع موثقي نكرده اند.مرحوم فتح السلطان- علي اكبر خان قرابيگلو- از عمويش ايمانعلي خان نقل مي كرد كه هفتاد طايفه لك و آرخلو در مرز عثماني سرحد دار ايران بوده اند كه توسط نادر به خراسان كوچانيده شده اند. پس از مرگ نادر شاه به شيراز آمده اند و پس از مرگ كريم خان توسط آقا محمد خان قاجار در منطقه ساوه استقرار پيدا كرده اند. شواهد چندي وجود دارد كه نظر خود شاهسونهاي بغدادي را مقرون به واقع نشان مي دهد.الف- وجود چنين باوري كه نادر آنها را به خراسان كوچانيده است.ب- وجود ترانه هايي كه در آنها مسير احتمالي مهاجرت اينان تبريز، خراسان، شيراز، و مناطق آخرين محل استقرار) اشاره شده است. ج- اينكه در منابع تاريخي معاصر نادر از انتقال ايلات و عشاير از نواحي ذهاب و كركوك به خراسان سخن رفته است. به طوريكه محمد كاظم در ذيل وقايع حمله نخست نادر به بغداد مي نويسد كه وي از منطقه ذهاب" ...جماعت قرابيات و زنگنه و باجلان را كوچ داده، روانه ديار خراسان نمود كه رفته در محال دارالسلطنه هرات سكنا نمايند... و بقدر چهار-پنج هزار نفر از آن جماعت ملازم گرفته مامور ركاب گردانيد.ميرزا مهدي خان استرآبادي نيز در ذيل وقايع نخستين حمله نادر به بغداد از كوچانيده شدن گروهي از طايفه از بغداد به خراسان سخن مي گويد. وي مي نويسد:"... دوهزار نفر از طايفه بيات [را] كه در هشت فرسخي كركوك سكني داشتند، كوچانيده روانه خراسان ساختند.د-  وجود جماعت شاهسون در نواحي كركوك: در سياحتنامه حدود محمد خورشيد پاشا عضو كميسيون تعيين حدود ايران و عثماني  به وجود سي خانوار چادرنشين  شَهسَوَن در دوز خورماتو به سال 1264 ه.ق. اشاره شده است.

منابع:

1-مقالات وتحقيقات دكترعطاالله حسني محقق تاريخ واستاد دانشگاه كه خود از شاهسونان ايل بغدادي است.

2-سفرنامه آدام اولئاريوس سفير هلشتين

3-نوشتجات فاروق سومر

4-مطالعات متفرق صاحب وبلاگ

http://www.fis-iran.org/fa/resources/encyclopedia/currpeople5-


6-اصل مقاله دروبلاگ يورد توسط اصغرحسني تنظيم ومطالب از منابع اينترنتي و...اخذ شده است.

 

نوشته شده توسط اصغرحسني | ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۶:۳۱ | آرشيو نظرات (0)


نام ناحيتي است محدود به اين حدود: مشرق: بلوك زهرا; مغرب : خمسه ; شمال : قزوين ;جنوب : همدان . خرقان داراي سه بلوك است : خرقان افشار، خرقان بكشلو، خرقان قتلو. در كوههاي خرقان ايلات شاهسون معروف ببغدادي كه عده آنها پنجهزار نفر است به ييلاق ميروند. قسمتي از اراضي خرقان از رودهاي خررودو كلنجين و آوه و رودك و قسمت عمده بوسيله چشمه سارهاي متعدد مشروب ميشود ازجمله چشمه علي كه داراي آب فراوان و در جوار كلنجين و مصرآباد واقع شده در صورتي كه چشمه مزبور از اراضي اين دو قريه بيرون مي آيدبهيچوجه از آب آن استفاده نميكنند و اراضي دههاي زيردست از قبيل سراب بادقين و سكمس آباد را مشروب مي نمايد. در اين بلوك معدن نمك ممتازيست و همچنين در كنارجاده شوسه قزوين - همدان كه از اين بلوك ميگذرد چشمه آب گوگردي است كه اهالي و مسافرين در آن استحمام مي كنند. (از جغرافياي  انساني كيهان)


http://www.mibosearch.com/word.aspx?wName=%D8%AE%D8%B1%D9%82%D8%A7%D9%86
 

قاراقان (خرقان) منطقه اي وسيع از بين استانهاي همدان، مركزي و قزوين . امروز بخشي از آن كه در شهرستان رزن استان همدان قرار دارد "دهستان خرقان"؛ بخشي از آن كه در استان قزوين قرار دارد "خرقان شرقي" و "خرقان غربي"؛ و بخشي از آن كه در شهرستان ساوه استان مركزي قرار دارد "بخش خرقان" ناميده مي شود. 


http://jamrasi.blogfa.com/post-70.aspx
 

دهستان خرقان: در قسمت جنوب غربي قزوين قرار دارد و از شمال به رودخانه خررود و دهاتي از دهستانهاي دودانگه، نواحي افشاريه، زهرا و …. استان قزوين، از شرق به دهستان خلجستان شهرستان ساوه، از جنوب قسمتي به دهستان درجزين استان همدان و از مغرب به ناحيه خمسه استان زنجان محصور است. در معجم البلدان آمده است: "خرقان نام قريتي از قراي همدان كه بعدها از مضافات قزوين شده است". اين همان خرقان نزديك قزوين است كه به نام سه طائفه عمده ناحيه، به سه بلوك خرقان افشار [آوشار]، خرقان بكشلو [بكيشلي] و خرقان قتلو [قوتلو] تقسيم ميشده است. در حال حاضر جاده آسفالته قزوين ـ همدان، دهستان خرقان را به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مي‌نمايد. مركز بخش خرقان غربي "آوه" (نك. آبا-آوه) است كه در ١١٠ كيلومتري جنوب قزوين بر سر راه قزوين ـ همدان قرار دارد. مركز خرقان شرقي، قصبه كلنجين است كه در ٢٤ كيلو متري شرق آوه قرار دارد. كلنجين در گذشته اعتبار بيشتري داشته و مركز تمامي خرقان بشمار ميرفته است.

http://jamrasi.blogfa.com/post-70.aspx
 

خرقان [قاراقان٬ قره قان]: كلمه اى تركى به معانى زير است

1- اقاقى (آغ سالخيم آغاجى)٬ گل ابريشمּ اين كلمه امروزه به همين معنى در تركى خلجى به شكل قاراقان و در تركى خاكاس به شكل خرقان موجود است

2- معادل Qôroxan قرخان مغولى٬ به معنى رود كوچك و يا باريكه آب كوهستانى.

3- در نظام دول تركى٬ قاراخان كسى است كه از طبقات پايين مردم و غيراشرافى٬ به حكومت رسيده باشدּ

4- قاراخان در ميتولوژى تركى به معنى خداى خدايان٬ معادل زئوس يونانيان استּ

5- در ريشه شناسى خرقان٬ نام دولت تركى قاراخانى نيز پيشنهاد شده استּ

 
http://qezvin-az.blogspot.com/2005/06/blog-post_111921257490443482.html
 

برج هاي دوگانه خرقان
خرقان در منطقه اي كوهستاني در جنوب غربي قزوين ، قرار دارد . در اين منطقه دو آرامگاه از دوره سلجوقي بر جاي مانده است . برج اول هشت ضلعي است و بر هر ضلع آن ؛ طرح هاي متنوع آجري نقش شده است . اين برج داراي گنبديدوپوش است كه دو پلكان مارپيچ به آن منتهي مي شود . ارتفاع اين آرامگاه در حدود پانزده متر و قطر بناي آن حدود يازده متر است . براساس متن كوفي موجود در اين بنا ، اين برج در سال 460 ه – ق ساخته شده است . برج دوم – با فاصله حدود سي متر از برج اول – از نظر شكل و ابعاد ، تقريبا ً هم اندازه برج اول است . اين بنا داراي گنبد دو پوش و يك پلكان منتهي به فضاي بين اين دو پوشش است . كتيبه اين برج ، تاريخ 486 ه – ق را نشان مي دهد . برج هاي آرامگاهي خرقان با بيش از پنجاه طرح آجري ، جزء شاهكارهاي آجر كاري معماري ايران به شمار مي روند .


http://www.iranview.ir/index.aspx?tm=2&cat=2&subcat=7¬e=194
 

زلزله سال ‪ 81‬آوج بخش‌هايي از برج‌هاي دوپوش خرقان را به همراه ديواره بنا كه تاريخ ساخت آن به هزار سال پيش (دوره سلجوقيان) باز مي‌گردد، در هم كوبيد و تخريب كرد.
از ويژگي‌هاي مهم اين برج‌ها تزئينات آجري است كه از آن به عنوان شكوه معماري دوره سلجوقي ياد مي‌شود.
گنبد هزار ساله برج دوقلوي خرقان كه براثر زلزله سال ‪ 81‬آوج تخريب شده بود، پس از چند سال  درسال 1386مرمت و بازسازي شد. 


http://qazvin.niazerooz.com/ShowNews.aspx?Id=3681
 

 چشمه معدني خرقان در كيلومترنود و پنج جاده قزوين – همدان  قرار دارد . آب هاي معدني خرقان ، پس از مصرف به رود خانه « ابهر رود » كه از اين منطقه عبور مي كند  ، مي ريزد . آب هاي چشمه خرقان  از دسته آبهاي كلروه سديك و بيكربناته كلسيك گرم با pH اسيد و سيليس است . آب اين چشمه در  درمان دردهاي عصبي ، سياتيك و رماتيسم موثر  است . در عفونت هاي مجاري تنفسي ، تورم گلو و حلق و برنشيت مزمن به صورت استنشاق بخار و دوش بيني موثر است .

http://www.myqazvin.com/tourism/natural/detail.php?ID=939

 خرقان يا قاراقان ييلاق ايل شاهسون بغدادي

قارا قان يا خرقان ساوه محل ييلاق وقشلاق ايل شاهسون بغدادي است. من كوشيده ام كه شمائي از محدوده كوچ وتردد ايل  را نشان داده ومحل "كووچ" و"قوون" آنها را روي نقشه بطور تقريبي با توجه به راهنمائي پدرم (اكبر حسني متولد1301شمسي)ونوشته هاي مورد مطالعه نشان دهم. از راهنمائيهاي شما استقبال كرده وارائه نظرات موجب تشويق من خواهد بود. 

درصورت علاقمندي به استفاده از نقشه درابعادبزرگتر ويااستفاده از كد   html نقشه را ازلينك مستقيم آن 

 
 

اخذودرسايت ووبلاگ خود استفاده كنيد.

************

 

 

نوشته شده توسط اصغرحسني | ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۱:۲۰ | آرشيو نظرات (1)

به اعتقاد « هانري فيلد » مولف كتاب « مردم شناسي ايران» ، قبايل شاهسون – از نژاد ترك – در اواخر قرن هجدهم ميلادي به اين ناحيه كوچ كرده اند.

شاهسون‌‌ها از ايل‌هايى هستند كه در محدودهٔ استان قزوين زندگى مى‌كنند. براساس نوشته‌هاى اغلب مورخان، ايل‌هاى شاهسون در زمان شاه‌عباس صفوى به منظور مقابله با شورش طايفه‌هاى قزلباش سازماندهى شده‌اند. طايفه‌هاى مختلف شاهسون در استان قزوين شامل بغدادى‌ها و اينانلوها مى‌باشند و بيش‌تر آن‌ها، در نواحى رامند، زهرا، خرقان و افشاريه يكجانشين شده‌اند و به كار دامپرورى و كشاورزى اشتغال يافته‌اند. تعداد معدودى از شاهسون‌ها در محدوده‌اى ميان كوه‌هاى خرقان و نواحى بزينه‌رود و كوه شاه‌كولكِ خمسه از يك طرف، و دهستان‌هاى زهرا، رامند و نواحى ساوه در استان مركزى و استان قم ييلاق و قشلاق مى‌كنند.

 

 

 

http://www.qazvin.net/?type=static&lang=1&id=133

 

نوشته شده توسط اصغرحسني | ۱۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۰۳:۲۵ | آرشيو نظرات (1)

[ ۱ ]

   


تمام حقوق متعلق به yurdblog است